بحث بهره‌وری در حال حاضر یکی از مباحث مهم و جدی در صنعت برق کشور است که اساساَ یکی از سیاستهای مهم را در این ارتباط تشکیل می دهد.
درمورد راهکارهای افزایش بهره‌وری، دیدگاههای گوناگونی مطرح شده است. در مقاله زیر که از سوی سیدمحمد رضوی علوی از کارکنان شرکت توزیع نیروی برق جنوب استان کرمان تدوین و ارسال شده راهکارهای افزایش بهره‌وری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
راهکارهای افزایش بهره وری مستلزم شناخت کافی وضعیت موجود و فرهنگ کاری شرکتها است. با توجه به تفاوتهای مهم در فرهنگ کاری شرکتها و وضعیت موجود آنها می توان گفت راهکارهای افزایش بهره وری نیز در آنها متفاوت خواهد بود. از جمله راهکارهای افزایش بهره وری می توان به کاهش ضایعات، ایجاد تعهد در کارکنان، توجه به کارکنان، استفاده بهینه از استعدادها، ایجاد انگیزه در کارکنان، توجه به تغییرات و … اشاره کرد. درجه تاثیر هر یک از این راهکارها در افزایش بهره وری به وضعیت موجود شرکت در آن زمینه و ضرورت پرداختن به هر یک از این موارد بستگی دارد که باید به شکل ماهرانه‌ای شناسایی و اولویت بندی شده و بر آن اساس اقدام شود.
برای آگاهی از میزان افزایش بهره‌وری باید آن را در قالب شاخصهای مختلف و در دوره های معینی اندازه‌گیری کرد. با اندازه گیری شاخصهای بهره وری می توان مشخص ساخت که تلاشهای بهره‌وری تا چه حدی مفید بوده است. اندازه‌گیری بهره وری نیز می تواند براساس یک سیستم مناسب و اصولی انجام گیرد، در غیر این صورت نمی‌توان به نتایج آن اطمینان و انتظار بهبود در آن را داشت. یکی از موارد مهم در اندازه گیری بهره وری مشخص کردن صحیح طول دوره ارزیابی است که به عواملی نظیر دسترسی به اطلاعات، ماهیت عملیات تولیدی و اهداف مدیریت بستگی دارد.
رویکردها به طور کلی در زمینه بهره‌وری و تعاریف آن می توان موارد زیر را بیان کرد.
بهره‌وری‌(PRODUCTIVITY): در لغت به معنی قدرت تولید وبارور بودن و مولد بودن به کار رفته و در ادبیات فارسی به بهره وری، با فایده بودن و سود برندگی معنا شده است.
– استیگل در تعریف بهره‌وری می‌گوید: نسبت میان بازده و مرتبط به عملیات تولیدی مشخص و معین است.
– ماندلا بهره وری را اینگونه تعریف کرده: بهره وری به مفهوم نسبت بازده تولید به واحد منابع مصرف شده است که با یک نسبت مشابه دوره پایه مقایسه شده و به کار می رود.
سازمان بین المللی کار (ILO) نیز به تعریف بهره وری پرداخته است و در مورد آن گفته: بهره وری عبارت از ارتباط بین ستاده حاصل از یک سیستم تولیدی با داده‌های به کار رفته مانند زمین، سرمایه،‌ نیروی کار و … به منظور تولید آن ستاده است.
گرچه تعاریف عمومی زیادی برای بهره‌وری وجود دارد ولی به منظور قابلیت اجرایی کردن آن، تعریف بهره‌وری باید هماهنگ و سازگار با نیازهای ویژه و معین ”سازمان باشد تا بتواند محیطی بهره ور جو با کارکنانی مشوق برای اجرای بهره وری ایجاد کند و اگر مکانیسمی مناسب برای مشارکت تمامی کارکنان تدوین و به کار گرفته شود می توان گفت قدم‌های موثری در ایجاد بهره وری برداشته شده است. ولی تداوم و افزایش مستمر آن، مستلزم مواردی چند نظیر تسهیم منافع حاصل از بهره وری بین کارکنان،‌اصلاح ساختار سازمانی و ایجاد یک ساختار سازمانی مناسب برای بالفعل درآوردن برنامه‌های افزایش بهره وری، توسعه و بهسازی نیروی انسانی متناسب با ساختار سازمانی ایجاد شده و توسعه و نوسازی فناوری های موجود است.
البته باید گفت اگر چه هر کشور باید متناسب با سنن ملی، فرهنگ و آداب و رسوم خود به بهبود بهره وری بپردازد، لکن بهره وری دیگر فقط یک مسئله ملی و داخلی نیست بلکه یک موضوع جهانی است و در جهان امروز سازمانهایی به حیات خود ادامه خواهند داد که بهره‌ورتر تولید می‌کنند.
●کاهش ضایعات
یکی از راههای افزایش بهره وری کاهش ضایعات است. ضایعات و افزایش روزافزون آن، یکی از پدیده‌های تولید انبوه است که کشورهای صنعتی از جمله اروپاییان در جستجوی یافتن راههایی برای جلوگیری و قطع این جریان هستند.
اهمیت کاهش ضایعات در اقتصاد ملی به قدری است که بسیاری از رسانه های کشوری گاه و بی گاه به بیان مطالبی از ضایعات منابع کشوری پرداخته و اهمیت آن را به مردم گوشزد می کنند.
با کاهش ضایعات و در نتیجه کاهش هزینه ها، سود بیشتری عاید شرکت می شود که بخشی از آن نیز به عنوان بهره وری به کارگران و کارکنان پرداخته می شود. در نتیجه آنها نیز می‌توانند با داشتن درآمد بیشتر زندگی بهتری را برای خود و خانواده خود و در نتیجه افراد جامعه فراهم آورند.
از این رو، تولید بهتر و با ضایعات کمتر علاوه بر آنکه سطح زندگی کارگران را بهبود می بخشد موجب شکوفایی اقتصادی مملکت نیز می شود.
تمامی کارکنان باید ضمن استفاده از تواناییهای شخصی خود، با تشکل در گروههای کاری، نظریات و پیشنهادهای سازنده ای را در ارتباط با کاهش ضایعات و افزایش بهره وری ارائه کنند. در این ارتباط می توان به ایجاد و اجرای نظام پیشنهادها و تشکیل گروههای کوچک کاری، نظیر گروههای کنترل کیفی، گروه کاهش ضایعات، گروه افزایش بهره وری و گروههای حل مشکل که متناسب با شرایط خاص سازمان باشد اشاره کرد.
یکی دیگر از راههای کاهش ضایعات نوسازی و توسعه فناوری است. هر گونه توسعه فن آوری مستلزم افزایش مهارت کارکنان است که باید به همراه سایر زمینه های مورد نیاز مربوط به تغییرات تکنولوژیک به مورد اجرا درآید. فناوری های جدید بر روی ساختار سازمانی، مهارتها، روابط کارکنان و مشاغل تاثیر خواهد گذاشت.
ایجاد تعهد در کارکنان یک کارمند متعهد برای سازمان فوق العاده ارزشمند است. او می تواند با انجام به موقع کارها و حس مسئولیت در افزایش تولید و بهره وری موثر باشد. لذا سعی کنید کارمندان متعهدی برای سازمان تربیت کنید.
مدیران می توانند با برآورده کردن نیازهای اساسی کارکنان، برقراری اعتماد متقابل میان خود و آنها و ایجاد یک فرهنگ عاری از سرزنش، آنها را نسبت به سازمان متعهد کنند. تا زمانی که نیازهای روحی و روانی کارکنان برآورده نشود هرگز به طور کامل نسبت به سازمان احساس تعهد نخواهند کرد.
تنها متعهد ساختن کارکنان به سازمان کافی نیست بلکه باید تعهد آنها را به سازمان همواره حفظ کرد. یکی از موثرترین راههای حفظ تعهد در کارکنان و نگه داشتن آنها در سازمان، غنی‌سازی شغل و افزایش انگیزه در آنان است. قدردانی از افراد به خاطر عملکرد برترشان انگیزه ای در حفظ تعهد کارکنان و ایجاد رضایت شغلی در آنان است. استفاده از محرکهای مالی نظیر افزایش حقوق (مزایا)، پرداختهای موردی تشویقی و … برای عملکردهای استثنایی و دارای بهره وری بالای کارکنان، از لحاظ حفظ تعهد کارکنان حائز اهمیت است.
●توجه به کارکنان
تجربه نشان داده است که یک سازمان فقط با اتکا به کارکنان خود می تواند موفق باشد. از این رو سازمانهای نیک اندیش همواره بر بهبود مستمر کیفیت کاری کارکنان خود توجه خاصی می کنند و این الگوی رفتاری در مدیران سازمانها، کاهش ضایعات و بهبود کیفیت محصول را به همراه دارد که نتیجه نهایی آن نیز افزایش بهره وری است.
دادن مشاغل جدید یا بهتر به افراد نشان دهنده آن است که شما برای موفقیتهای آنان ارزش قائل هستید. این کار شما آنها را به کسب موفقیتهای بیشتر تشویق می کند. یکی از روشهای ساده و اثربخش برای ارتقای کارکنان با توجه به دو سوال مهم زیر اعمال می شود: اول آنکه آیا آنها توانایی لازم برای انجام کار را دارند؟ دوم اینکه آیا آنها انگیزه لازم برای انجام کار را دارند؟ تنها کارمندی که هم از انگیزه و هم از توانایی لازم برخوردار باشد می تواند بهره وری شرکت را افزایش دهد. ولی اگر فردی بدون استحقاق لازم ارتقاء یافته باشد علاوه بر اینکه باعث رنجش خاطر و نارضایتی سایر کارکنان شایسته‌تر می‌شود،‌ خود نیز احساس ناامنی کرده و دائماَ در حال دلهره به سر خواهد برد که همه این موارد باعث فعالیت کمتر و کاهش بهره وری خواهد شد.
بعضی از مدیران نیازهای تولید را به سایر نیازهای سازمانی مقدم می‌شمارند و برعکس عده ای دیگر به افراد بیش از تولید اهمیت می دهند.
هر دو روش مزبور اشتباه است. تغییر یا به کارگیری شیوه ای جدید زمانی اثربخش خواهد بود که هر دو گروه به یک اندازه مورد توجه قرار گیرند. توجه به کارکنان به عنوان انسان و ابراز علاقه نسبت به رفاه، سلامتی، امیال و آرزوهای آنان، موجب عملکرد بهتر آنها شده و سبب می شود که بهره وری آنها افزایش پیدا کند.
●استفاده از استعدادها
تشخیص و استفاده از استعدادهای فردی افراد یکی از سازنده ترین و ارضاکننده ترین کارهای یک مدیر است که می تواند به شکل ابزاری قوی در راه افزایش بهره وری به کار گرفته شود. در سازمانها به ویژه سازمانهای بزرگ، اغلب اوقات استعدادهای فردی به طور کامل مورد بهره برداری کامل قرار نمی گیرند و گاهی اوقات کاملاَ ناشناخته باقی می مانند. یعنی استعدادهای بالقوه در جهت افزایش بهره وری به کار گرفته نمی شوند که خود یک نوع فرصت از دست رفته افزایش بهره وری محسوب می شود.●انگیزه
مسلماَ پول تنها عامل انگیزش افراد نیست. اما اگر حقوق افراد بسیار نازل باشد باعث از بین رفتن انگیزه آنها می شود. در نتیجه پاداش مالی همچنان به صورت یک انگیزش قوی برای آنها باقی می ماند. از این رو، سعی کنید از پاداشهای تشویقی به عنوان راهی برای سهیم کردن کارکنان در موفقیتهای سازمان و بهره وری حاصل از آن استفاده کنید نه به عنوان عامل ایجاد انگیزه. به عبارتی برای کارکنان تفهیم شود در بهره وری کاری که انجام می دهند سهیم اند.
بزرگترین ایجاد عامل انگیزه در افراد این است که به آنها نشان داده شود به نحوی در مالکیت سازمان شریک هستند و این همان سهیم کردن کارگران در بهره وری حاصل از کارشان است که به نوبه خود موجب افزایش بهره وری می شود. از طرفی پاداشهای پرداختی یا سهیم کردن کارگران در بهره وری کارشان باید عادلانه باشد،‌ در غیر این صورت ممکن است نتیجه عکس بدهد. به عبارتی ساده باید گفت ثمرات و مزایای حاصل از بهره وری باید به طور عادلانه بین مدیریت و کارگران تقسیم شود. بهره وری بسیار بالای افراد بیش از پرداختهای اضافی به آنها ارزش دارد. ولی همه افراد پاداش عادلانه را دوست دارند. افراد مایلند پاداشی که دریافت می کنند متناسب با تلاش آنها باشد. در این صورت آنها تعهد بیشتری نسبت به شیوه های جدید کار از خود نشان خواهند داد. در غیر این صورت،‌ آنها در مقابل پرداختهای ناعادلانه و افکار شما مقاومت نشان خواهند داد و ممکن است این مقاومت به صورت انفعالی بوده و موجب کاهش بهره وری شود. اگر به افراد نیاز داشته باشید ولی نمی‌توانید آنها را پیدا کنید، اگر آنها در جلسات حضور پیدا نمی کنند و در صورت حاضر بودن در بحثها مشارکت نمی‌کنند، اگر از انتقال اطلاعات خودداری می‌کنند، اگر پیغامها را به تاخیر می اندازند یا آنها را بلوکه می‌کنند، یا چنانچه به ظاهر از ایده‌های شما حمایت می کنند ولی در عمل جلو آن را می گیرند، در آن صورت باید نسبت به وجود مقاومت منفعل مظنون باشید.
●توجه به تغییر
تغییر برای سازمانها راهی برای افزایش بهره وری و حفظ توان رقابتی آنها است. بنابراین، می‌توان گفت جهت رشد سازمانها، تغییر امری اجتناب ناپذیر است و افراد سازمانی باید با روند تغییرات سازگاری داشته باشند. این سازگاری می تواند از طریق فراگیری مهارتهای جدید حاصل شود. در بسیاری از موارد ممکن است یادگیری تغییر، خود یک تغییر عمده به شمار آید، ‌در این صورت یکی از بهترین روشهای ایجاد شیوه کار و تفکر جدید و سازگار، تشکیل یک ”سازمان یادگیرنده” است. سازمان یادگیرنده، سازمانی است که در آن شیوه تفکر تغییر گرا برای همه افراد به یک عادت تبدیل می شود. به همین علت تغییر همواره در حال رخ دادن است و تمامی فرایندها و سیستم ها به طور طبیعی در معرض بازنگری مستمر قرار می گیرند. این نوع رویکرد، توسعه سازمان را تسهیل می کند و این اطمینان را به وجود می آورد که در مواقع اضطراری، سازمان آمادگی کامل برای مدیریت بحران را دارد. اما برای اثربخش تر شدن تغییرات عمده، لازم است
این نوع تغییرات به همه افراد و همه موارد تسری داده شوند. امروزه تغییر مهمترین عامل موثر در مدیریت کسب و کار موفق است. سازمانها و افراد شاغل در آنها باید نگرش مثبتی نسبت به مسئله تغییر داشته باشند، تا از این طریق توان رقابتی خود را در بازارهای تهاجمهی امروزی را حفظ کنند.
●اندازه گیری بهره‌وری
برای افراد انسانی آگاهی از نتایج تلاشهایش یک نیاز ذاتی است و مدیران نیز باید بدانند سیستم سازمانی که آن را مدیریت می کنند چگونه عمل می‌کند. اندازه گیری بهره وری ابزاری موثر در تجزیه و تحلیل عملکرد شرکت بوده و ضمن آنکه مشخص می‌کند تلاشهای بهره وری تا چه حدی مفید بوده است. برای اندازه بهره‌وری باید به موارد زیر توجه کرد:
۱- مدیران و کارمندان باید سیستم بهره وری را درک کرده و به آن اعتماد داشته باشند.
۲- اندازه گیری بهره وری باید تمام منابع و فعالیتهای کسب و کار را در بر بگیرد.
۳- نتایج اندازه گیری باید منبع سود را مشخص کند و به این پرسش جواب دهد که آیا سود حاصل ناشی از بهره‌وری واقعی بوده یا تورم قیمت ها سبب این امر شده است.
۴- نتایح حاصل باید نشانه‌های روشنی برای تصمیمات مدیریت داشته باشد.
برای معنی دار بودن و تحلیل بهتر شاخصهای بهره وری لازم است که این شاخصها براساس یک اطلاعات پایه برای همان ورودی و خروجیهای مورد نظر برای دوره های مشخص مانند ماهانه، فصلی یا سالانه محاسبه و مورد مقایسه قرار داد. طول دوره ارزیابی تا حد زیادی به عوامل زیر بستگی دارد:
الف- سهولت دسترسی به اطلاعات
ب- ماهیت عملیات تولیدی
ج- اهداف مدیریت از ارزیابی بهره وری
د- تعداد شاخصهایی که باید تعیین شوند.
به منظور محاسبه به موقع شاخصهای بهره وری لازم است سیستمی با اهداف زیر تدوین شود.
۱- ایجاد ساختار مناسب اطلاعاتی به منظور دسترسی به اطلاعات بهره وری در مقاطع زمانی مختلف.
۲- تعیین سیکل زمانی ارسال اطلاعات از طرف واحدهای مختلف شرکت.
۳- تدوین رویه های اجرایی انجام فعالیتهای بهره وری.
اندازه گیری شاخصهای بهره وری به منظور سنجش عملکرد شرکتها، می‌تواند به عنوان ابزار مناسبی جهت برنامه ریزیهای بلندمدت مدیریت در سطح سازمان باشد. به طور کلی هر سازمان برای اجرای برنامه های بهره‌وری از اندازه گیری بهره وری شروع می کند.
به منظور نهادینه کردن بهره وری و تبدیل آن به یک فرهنگ، حمایت بی چون و چرای مدیران ارشد و اتحادیه های کارگری (در صورت وجود) قبل از هر چیز امری لازم و ضروری است.
‌●چرخه بهره وری
ادامه فعالیتهای اقتصادی شرکتها بدون اطلاع از وضعیت موجودآن، به رغم صرف هزینه‌های هنگفت برای بهبود بهره وری اگر نه غیر ممکن ولی مشکل بوده و همواره با بحرانهایی نظیر وجود ضایعات، افزایش دوباره‌کاریها و پایین بودن کیفیت محصولات تولیدی دست به گریبان خواهد بود. یکی از راههای رهایی از این معضل استفاده از چرخه بهره‌وری است.
چرخه بهره وری فرایندی است که اندازه‌گیری و برنامه‌های بهره وری در هر سازمان براساس آن انجام می‌شود. یک چرخه بهره وری شامل چهار مرحله زیر است که به شکل یک سیکل بسته عمل می کند.
الف- اندازه گیری بهره وری
ب- ارزیابی و تحلیل شاخصها
ج- برنامه ریزی بهره‌وری
د- بهبود بهره‌وری (انجام فعالیتهای بهبود).
با اجرای صحیح چرخه بهره وری همواره می توان وضع موجود شرکت را تحت کنترل قرار داده و در جهت بهبود آن کوشید.
●سنجش بهره وری از طریق ارزش افزوده
به هر میزان تولید بیشتر باشد، امکان بهبود زندگی مردم، بهره‌مندی از شرایط مادی، فرهنگی و اجتماعی بهتر و امکانات زیربنایی و دفاعی بیشتر و موثرتر فراهم می شود. تولید بیشتر امکان سرمایه‌گذاری و ظرفیت‌سازی برای تولید باز هم بیشتر ایجاد کرده، در نتیجه زندگی مادی، اجتماعی‌وفرهنگی بهتر برای نسل آینده را امکان‌پذیر می‌سازد. از این رو، کشورها در تلاش‌اند با تدوین و اجرای برنامه‌های درست و خردمندانه، تولیدات خود را ارتقا و وضع زندگی مادی و معنوی خود را بهبود بخشند. با افزایش بهره‌وری، توان پرداخت دستمزدهای بالا برای شرکتها ایجاد شده و بازدهی سرمایه را افزایش می دهد که این هر دو،‌ عوامل اصلی ایجاد ثروت ملی محسوب می‌شوند.
به نظر اقتصاددانان، افزایش بهره‌وری بهترین اهرم برای افزایش بهبود استانداردهای زندگی و مقابله با تورم است. تجربه نشان داده است که افزایش بهره وری کل می‌تواند به کاهش قیمتها منجر شود. افزایش بهره‌وری به مفهوم کاهش قیمت تمام شده،‌ افزایش کیفیت و برآورد بهتر خواست‌های مشتری است. با ابزار کاهش قیمتها و افزایش کیفیت می‌توان سهم بیشتری از بازار را به خود اختصاص داده و در یک بازار رقابتی از رقبا سبقت گرفت.
داشتن سهم بیشتر بازار به مفهوم افزایش سود بوده و آن نیز به افزایش درآمد کارکنان و بالارفتن قدرت خرید آنها و در نهایت افزایش استاندارد زندگی آنها منجر می شود.
از دیدگاه سیستمی با گسترش این تفکر در سطح کل یک اقتصاد ملی، می توان نتیجه گرفت که افزایش بهره‌وری ملی به بالارفتن قدرت خرید مردم، رونق اقتصادی، افزایش درآمد ملی، کاهش تورم و همچنین افزایش اشتغال در درازمدت منجر خواهد شد. چرا که با بهبود وضعیت اقتصادی، منابع لازم برای سرمایه‌گذاری‌های جدید تامین و توسعه فعالیتها به نوبه خود به اشتغال زایی منجر می شود. به عبارت دیگر افزایش بهره وری به توسعه فرصتهای شغلی برای افراد منجر می شود.
کوهئی گوشی موسس مرکز بهره‌وری ژاپن می نویسد: بهره‌وری هدفی است که از طریق بهسازی مستمر تجهیزات مادی و نیروی انسانی قابل حصول است. این جمله ساده و در عین حال پرمعنی، روشن ترین تعریفی است که واقعیت بهره وری را نشان می‌دهد، زیرا در بهره وری پیشرفت روحی و روانی انسانها به اندازه مواد و تجهیزات مورد توجه قرار می گیرد. به علاوه، تجربه نشان می دهد که جدیدترین تکنیک ها و یافته های مهندسی و مدیریتی تنها زمانی موثر واقع می شوند که فضای کاری آنقدر مناسب باشد که کارکنان بتوانند ضمن سازگاری و تطابق خود با این تکنیک‌ها، همگام با مدیریت در جهت افزایش بهره وری تلاش کنند.
ژاپنی ها معتقدند که مشکل افزایش بهره وری را باید در قالب یک نگرش فرهنگی مورد بررسی قرار دهیم. از اینرو جنبش بهره وری در ژاپن با رعایت این ویژگیها رشد یافته است و با استفاده از تکنیک های انسان‌گرای مدیریتی مثل همکاری کارکنان با مدیریت، روحیه جمع گرایی، فعالیت گروههای کوچک کاری، فعالیت گروههای کنترل کیفی و سایر مشخصات ژاپنی به حد اعلای رشد خود رسید.
●●نتیجه گیری
تلاش بشر همواره در جهت ایجاد امکانات بهبود زندگی، بهره‌مندی از شرایط عادی، فرهنگی و اجتماعی بهتر و بیشتر بوده و برای رسیدن به آن تولید بیشتر و بهینه را هدف اساسی خود قرار داده است. از طرفی تولید بیشتر و بهینه مگر از طریق تولید بهره‌ور میسر نمی‌شود. افزایش بهره‌وری ضمن اینکه سبب افزایش کیفیت محصول شده و قیمت تمام شده آن را کاهش می دهد،‌ بازدهی سرمایه را نیز افزایش داده و توان پرداخت دستمزدهای بالا برای شرکتها را فراهم می‌سازد که این هر دو از عوامل اصلی ایجاد ثروت ملی به شمار می آید. بنابراین، می توان گفت که افزایش بهره وری بهترین ابزار برای افزایش بهبود سطح زندگی مردم و ایجادثروت ملی است. از دیدگاه سیستمی با گسترش این تفکر در سطح منابع اقتصادی جامعه می توان نتیجه گرفت که افزایش بهره وری شرکتها موجب افزایش بهره وری ملی شده و آن نیز به بالارفتن قدرت خرید مردم، رونق اقتصادی،‌ افزایش درآمد ملی، کاهش تورم و همچنین افزایش اشتغال در درازمدت منجر خواهد شد.

بازگشت به فهرست
5 یادداشت آخر
5 خبر آخر